تـــــرنم و امیر ها
سلام من اومدم, ببخشید دیر شد همونطور که قول داده بودم می خوام راجع به چند روز گذشته برات بنویسم عشقم. تا اونجایی میدونی که امتحان های مامی شروع شدن . بعد مامان جون اومدن کیش پیش ما که من بهتر درس بخونم و شما کلی با دایی کچولوها (امیر محمد و امیر حسین )بازی کردین , مخصوصا بادکنک بازی و خندیدید و کلی خوش گذروندید من و که دیگه نگو انگار دنیا رو داشتم , درست برگشته بودم به اون موقع ها , وقتی که مجرد بودم و کلی ناز می کردم , مامان چایی داریم , مامان میوه می خوام , مامان من رفتم بخوابم ترنم پیش شما و ...... وای که چه حالی داشت راستش و بخوای خیلی دلم برای اون روزا تنگ شده بود . ادامـــــــــ...









